هدف گذاری چیست؟ آموزش، انواع تکنیکها و اهمیت آن

در این مقاله میخوانید:
بدون شک، همه افراد در زندگی آرزوهایی برای پیشرفت در کار، دنبالکردن علایق، قبولی در دانشگاه و بهطورکلی داشتن زندگی مطلوب و رسیدن به موفقیت دارند. اما آیا بدون داشتن اهداف روشن و برنامهای برای رسیدن به آنها، این آرزوها قابلدسترس هستند؟! خیر؛ بدون تعیین اهداف مشخص و برنامهریزی، این رویاها اغلب در حد خیال باقی میمانند. «هدفگذاری»، سنگ بنای تبدیل رویاها به دستاورد است که میتواند زندگی ما را از پراکندگی به سمت تمرکز و موفقیت هدایت کند. اگر به دنبال موفقیت و تغییر زندگی خود هستید، «هدفگذاری و برنامهریزی» اولین گام در مسیر زندگی هدفمند و رضایتبخش است. در این مقاله از ایمپو، به «هدفگذاری چیست» و چرا اهمیت دارد میپردازیم و روشهای مؤثر برای برداشتن گامهای محکم بهسوی تحقق خواستهها را بررسی میکنیم.
هدفگذاری چیست؟!
جامعه مدرن امروزی، همیشه و هر زمان ما را تشویق میکند که به داشتن دستاوردهای مهم و رسیدن به آرزوها فکر کنیم. بااینحال، در قدم اول باید به فکر استراتژیهای چگونگی دستیابی به اهداف باشیم. فرض کنید قصد دارید به یک شهر جدید که هیچ آشنایی با مسیر آن ندارید، سفر کنید. پس از تهیه الزامات سفر و آمادهشدن برای آن، مهمترین چیز، کمکگرفتن از نقشه برای گمنکردن راه و رسیدن به مقصد است. اما آیا میتوان بدون کمک گرفتن از نقشه، وارد مسیری ناشناخته شد و درنهایت به مقصد رسید؟! در زندگی شخصی یا حرفهای نیز برای رسیدن به آرزوها و خواستهها، هدف گذاری (Goal Setting) درست مانند نقشه راهی است که شما را به مقصد میرساند.
بسیاری از مردم احساس می کنند که در دنیا سرگردان هستند. آنها سخت کار میکنند، اما به نظر میرسد به جایی نمیرسند. دلیل اصلی این احساس این است که به آنچه از زندگی میخواهند فکر نکرده و اهداف رسمی برای خود تعیین نکردهاند. هدفگذاری و برنامهریزی، جهت زندگی را مشخص کرده و کمک میکند آرزوها از رویاهایی دورودراز، به برنامههایی عملی و دستیافتنی تبدیل شوند.
روانشناسی، هدفگذاری را یکی از مهارتهای مهم زندگی در نظر میگیرد که یادگیری آن میتواند نقش زیادی در رسیدن به موفقیت و رضایت و داشتن زندگی مطلوب داشته باشد. آنها هدفگذاری را فرایند شناسایی اهداف مشخص و قابلاندازهگیری و ایجاد برنامههای عملی برای دستیابی به آنها در یک بازه زمانی مشخص، تعریف میکنند.
اهمیت هدفگذاری
اکنون وقت آن رسیده که بدانیم اهمیت هدفگذاری چیست و چرا باید در زندگی هدف و برنامه داشته باشیم! هدفگذاری، مهارت مهمی در زندگی است که یک انسان سالم باید آن را یاد بگیرد؛ چرا که به زندگی ما جهت، معنا و انگیزه میبخشد. بدون داشتن اهداف و برنامه مشخص، در روزمرگی غرق میشویم و زمان و انرژیمان را بیهدف هدر میدهیم. هدفگذاری به ما کمک میکند روی چیزهایی که واقعاً مهم هستند تمرکز کنیم و از پراکندگی در تصمیمگیریها و اقداماتمان جلوگیری میکند.
همچنین، وقتی هدف مشخصی دارید، دلیلی برای بیدار شدن و تلاشکردن پیدا میکنید و هر قدم، موجب احساس پیشرفت و رضایت در شما میشود. یک اهمیت دیگر هدفگذاری این است که به ما کمک میکند در مقابل مشکلات و چالشهای مسیر تسلیم نشویم، اولویتهایمان را بشناسیم و زمان، انرژی و منابعی که داریم را برای چیزهای ارزشمند صرف کنیم. بهطورکلی هدفگذاری، برای افراد و سازمانها، چارچوبی استراتژیک برای رشد و موفقیت فراهم میکند.
تئوری هدفگذاری
تئوری هدفگذاری توسط ادوین لاک و گری لتام، در کتاب "تئوری هدفگذاری و عملکرد وظیفه" (A Theory of Goal Setting & Task Performance) مطرح شد. این تئوری بیان میکند که اهداف مشخص و چالشبرانگیز میتوانند عملکرد افراد را بهبود ببخشند و انگیزه آنها را افزایش دهند. این نظریه بر چندین اصل استوار است که هدفگذاری مؤثر را هدایت میکنند:
-
هدفگذاری واضح (Clarity): اهداف باید انتظارات روشنی را ارائه دهند. هرچه هدفگذاری وضوح بیشتری داشته باشد، احتمال سوءتفاهم کمتر بوده و موفقیت بیشتر است.
-
انتخاب اهداف چالشبرانگیز (Challenge): اهداف چالشبرانگیز که قابلدستیابی هستند، به افراد برای تلاش بیشتر انگیزه میدهند.
-
تعهد به هدف (Commitment): افراد زمانی که به هدف خود متعهد هستند و برای دستیابی به آن تلاش میکنند، در مقابل سختیها مقاومت بیشتری دارند.
-
دریافت بازخورد (Feedback): بازخورد سازنده برای حفظ پیشرفت و ایجاد انگیزه در طول مسیر رسیدن به اهداف لازم است.
-
پیچیدگی کار (Task Complexity): پیچیدگی کار در فرایند تعیین هدف نقش دارد. اگر هدفی بیش از حد پیچیده یا طاقتفرسا باشد، میتواند انگیزه افراد را کاهش دهد.
انواع تکنیکهای هدفگذاری
تکنیکهای هدفگذاری، چارچوبهایی هستند که میتوانید برای توسعه و دستیابی به اهداف خود از آنها استفاده کنید. پیروی از این تکنیکها به ما کمک میکند تا اهمالکاری را کنار بگذاریم و اهدافمان را به شکلی موثر تعیین و دنبال کنیم. در ادامه، چند مورد از معروفترین و پرکاربردترین تکنیکهای هدفگذاری معرفی شده است.
تکنیک هدفگذاری SMART
تکنیک SMART، رایجترین تکنیک هدفگذاری است. واژه SMART، مخفف پنج کلمه Specific (مشخص)، Measurable (قابلاندازهگیری)، Achievable (قابلدستیابی)، Relevant (واقعبینانه) و Time-bound (محدود به زمان) است. اینها مولفههای اصلی این تکنیک هستند که اساس هدفگذاری اصولی را شکل میدهند.
مشخص (Specific): حتماً باید هدف خود را بادقت و واضح تعریف کنید. بهعنوان مثال، «میخواهم تا پایان این هفته، این کتاب را تمام کنم.»
قابلاندازهگیری (Measurable): به شکلی هدفگذاری کنید که بتوانید آن را اندازهگیری کنید. برای مثال، «در سه ماه آینده، ۵ کیلو وزن کم خواهم کرد.»
دستیافتنی (Achievable): هدفی را تعیین کنید که بتوانید با برنامه و شرایط فعلی خود به آن دست یابید. بهعنوانمثال، اگر میخواهید آخر هفته به سفر بروید، مطمئن شوید که میتوانید تمام کارهای خود را تا آن زمان تحویل دهید.
واقعبینانه (Relevant): هدف باید با ارزشها و نیازهای ما مرتبط باشد و واقعبینانه تعیین شود. برای مثال، «بهجای تمیز کردن کل اتاق در یک روز، هفتهای یک قسمت از اتاق خود را مرتب میکنم».
محدود به زمان (Time-bound): به هدف خود یک چارچوب زمانی بدهید تا بتوانید برای آن برنامهریزی کنید. بهعنوانمثال، «میخواهم تا پایان بهار، روزانه ۴۵ دقیقه پیادهروی کنم.»
تکنیک هدفگذاری WOOP
WOOP را میتوان یک تکنیک فوقالعاده مفید برای ترک عادات ناسالم معرفی کرد. این تکنیک، چهار مرحله مهم Wish (آرزو)، Outcome (نتیجه)، Obstacle (مانع) و Plan (برنامه) را شامل میشود.
-
آرزو: در مرحله اول باید آرزو و خواستهای که دارید را مشخص کنید. برای مثال، میتوانید بگویید من همیشه دوست داشتم موسیقی یاد بگیرم.
-
نتیجه: بهترین نتیجه ممکن را از دستیابی به هدف خود تصور کنید. به این فکر کنید که اگر این اتفاق بیفتد چه احساسی خواهید داشت. برای مثال، «با یادگیری موسیقی میتوانم آهنگ موردعلاقه خود را بنوازم.»
-
مانع: در نظر بگیرید که چه چیزی ممکن است مانع از موفقیت و رسیدن به اهداف شما شود. در مثال مربوط به یادگیری موسیقی، ممکن است بگویید که «من دوست دارم خیلی زود شروع به نوازندگی کنم؛ اما همزمان باید سر کار هم بروم که این میتواند مانع از یادگیری سریع شود.»
-
برنامه: در این مرحله برای هر مانعی که ممکن است در هدف شما اختلال ایجاد کند، راهحل پیدا کنید. برای مثال «هر روز ۳ ساعت بعد از انجام کارهایم موسیقی تمرین میکنم.»
تکنیک هدفگذاری OKR
OKR، مخفف Objective و Key Results است. این تکنیک یک چارچوب هدفگذاری است که به افراد و تیمها کمک میکند پروسه پیشرفت رسیدن به اهداف را با معیارهای قابلاندازهگیری، پیگیری کنند. برای تعیین هدف OKR، هدفی را که میخواهید به آن برسید تعیین کرده و سپس مراحلی را که میتواند به شما در رسیدن به هدف کمک کند، شناسایی کنید.
برای مثال، هدف تقویت مهارتهای نویسندگی را در نظر بگیرید. در این مثال، Objective تبدیلشدن به یک نویسنده ماهر است. نتایج کلیدی (Key Results) نیز معیارهای قابلتشخیص و اندازهگیری هدف هستند. هدفگذاری این مورد میتواند به این شکل باشد: «تا ۴ هفته آینده، ۵ داستان کوتاه مینویسم.» «هر ماه ۱ کارگاه نویسندگی شرکت میکنم.» «تا پایان بهار، یک داستان بلند مینویسم.»
تکنیک هدفگذاری NLP
NLP یا Neuro-Linguistic Programming، تکنیک برنامهریزی است که بر کمک به افراد برای دستیابی به اهدافشان تمرکز دارد. فرض اصلی NLP این است که افکار، احساسات، تیپ شخصیتی و رفتارهای ما همه به هم مرتبط هستند. با درک اینکه این عناصر چگونه با هم کار میکنند، میتوانیم به طور مؤثرتری با دیگران ارتباط برقرار کرده و به اهداف خود برسیم. NLP همچنین به ما میآموزد که چگونه الگوهای افکار منفی را که ممکن است ما را عقب نگه دارند، شناسایی و تغییر دهیم. علاوه بر این، NLP تکنیکهایی را برای افزایش اعتمادبهنفس و ایجاد دیدگاه مثبت نیز ارائه میدهد. با استفاده از قدرت افکار، احساسات و رفتارهایمان، NLP میتواند به ما کمک کند تا به اهدافمان برسیم و تغییرات پایداری در زندگیمان ایجاد کنیم. برای مثال، هدف افزایش اعتمادبهنفس در صحبتکردن در جمع را در نظر بگیرید. مراحل هدفگذاری NLP در این مثال به شکل زیر است:
-
بیان مثبت: از جملات مثبتی مانند "میخواهم با اعتمادبهنفس و آرامش در جمع صحبت کنم." استفاده کنید.
-
مشخص و قابلتصور: "تصور میکنم در یک جلسه کاری ایستادهام، با صدای رسا و آرام صحبت میکنم، لبخند میزنم و مخاطبانم بادقت گوش میدهند."
-
قابلکنترل: این هدف به رفتار و ذهنیت خودم بستگی دارد، نه تأیید دیگران.
-
همراستا با ارزشها: "این هدف به من کمک میکند تا در کارم پیشرفت کنم و ارتباط بهتری با دیگران داشته باشم."
-
برنامه عملی: "هر روز ۵ دقیقه جلوی آینه صحبتکردن تمرین میکنم"
هدف گذاری GPS
هدف گذاری GPS، یک روش خاص برای تعیین اهداف است که از استعاره سیستم موقعیتیابی جهانی (Global Positioning System) الهام گرفته شده است. در واقع، هدفگذاری GPS یک تکنیک رسمی و شناختهشده برای هدفگذاری نیست؛ اما میتوان آن را بهصورت یک رویکرد تشبیهی و کاربردی تفسیر کرد. این روش به معنای استفاده از یک سیستم دقیق و هدایتشده برای رسیدن به هدف است و بر وضوح، جهتگیری و انعطافپذیری تمرکز دارد. برای مثال، هدف یادگیری کیکپزی را در نظر بگیرید.
-
موقعیت فعلی (جایی که هستم): "من هیچ تجربهای در پختن کیک ندارم و حتی با ابزار و مواد اولیه هم آشنا نیستم."
-
مقصد (هدف نهایی): "میخواهم تا ۲ ماه دیگر بتوانم بدون کمک کتاب و دستور پخت، کیک بپزم."
-
مسیر و برنامه (نقشه راه): خرید لوازم کیکپزی و یادگیری اصول اولیه، نگاهکردن به فیلمهای آموزشی پخت کیک و تمرین پخت کیک بهصورت روزانه.
هدف گذاری HARD
HARD، یک تکنیک هدفگذاری کمتر شناخته شده اما موثر است که بر ایجاد اهدافی تمرکز دارد که عمیقاً تأثیرگذار و انگیزهبخش باشند. HARD، مخفف کلمات Heartfelt (از صمیم قلب)، Animated (تصویری)، Required (ضروری) و Difficult (دشوار) است.
از صمیم قلب: اگر میخواهید مهارت جدیدی یاد بگیرید، باید با احساسات و ارزشهای عمیق شما مرتبط باشد. از این احساس بهعنوان انگیزه خود برای یادگیری استفاده کنید.
تصویری: چشماندازی از هدف خود داشته باشید. به این معنا که یک تصویر منسجم از هدف و مسیر آن برای خود ترسیم کنید.
ضروری: از تعهدات و کارهایی که باید انجام دهید آگاه باشید و اقدامات ضروری برای رسیدن به هدف را انجام دهید.
دشوار: هدفی تعیین کنید که شما را به چالش بکشد. با انجام این کار، زمانی که به آن رسیدید، احساس موفقیت خواهید کرد.
برای مثال، هدف کاهش وزن را در نظر بگیرید.
-
Heartfelt: «قصد دارم وزن کم کنم؛ چون باعث مشکلاتی مانند افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس، تنگی نفس و … شده است.»
-
Animated: «خودم را در حالی تصور میکنم که بدون تنگینفس پیادهروی میکنم، میدوم و لباسهای مورد علاقهام را میپوشم.»
-
Required: «وزن کمکردن برای من یک ضرورت است؛ چرا که ممکن است سلامت من را تحتتأثیر قرار دهد.»
-
Difficult: «چون قصد دارم ۱۰ کیلو وزن کم کنم، باید رژیم غذایی خود را تغییر دهم و هفتهای ۴ بار ورزش کنم.»
آموزش هدفگذاری و برنامهریزی در مدیریت
استراتژیهای هدفگذاری و برنامهریزی، ابزارها و مهارتهایی حیاتی هستند که مدیران میتوانند با کمک آنها، به تحقق چشمانداز و اهداف سازمان خود کمک کنند. در مدیریت کسبوکار، اهداف باید با چشمانداز و استراتژی کلی شرکت همسو باشند. همه اهداف باید واضح، واقعبینانه و قابلدستیابی باشند و مسیر روشنی را از نقطه شروع تا نقطه پایان نشان دهند. در این پروسه، باید برای سازمان برنامهریزی کرد، استراتژی متناسب تعیین کرد و طبق منابع در دسترس و توانمندیهای سازمان، اهداف بلندمدت و کوتاهمدت مشخص کرد. درعینحال باید مطمئن بود که سازمان میتواند در زمان مشخصشده به این اهداف دست یابد. هدفگذاری به چند دلیل برای کسبوکارها ضروری است:
-
جهتگیری و تمرکز: تعیین اهداف روشن، امکان جهتگیری و تمرکز را برای سازمان ایجاد میکند. به این معنی که کارکنان میدانند که کدام وظایف را اولویتبندی کنند و منابع آنها در کجا بیشتر مورد نیاز است.
-
انگیزه: اهداف میتوانند بهعنوان یک ابزار انگیزشی قدرتمند برای کارکنان عمل کنند. وقتی هدف مشخصی در محل کار وجود داشته باشد، کارمندان تمایل دارند بیشتر کار کنند و به اهداف دست یابند.
-
اندازهگیری عملکرد: اهداف به کسبوکارها کمک میکنند تا پروسه پیشرفت را دنبال کرده و مطمئن شوند که در مسیر درستی هستند.
-
تصمیمگیری: با تعیین اهداف، کسبوکارها میتوانند تصمیمات آگاهانهتری در مورد تخصیص منابع، بودجهبندی و برنامهریزی استراتژیک بگیرند.
-
مسئولیتپذیری: هدف گذاری با ایجاد انتظارات روشن برای عملکرد، مسئولیتپذیری را در سطح فردی و سازمانی ارتقا میدهد.
آموزش هدف گذاری در فروش
هدف گذاری در فروش، موضوع بسیار کاربردی و مهمی است؛ چرا که فروش قلب تپنده هر کسبوکاری به شمار میآید. در ادامه، یک راهنمای ساده و عملی برای هدفگذاری اصولی در فروش آورده شده است:
قدم اول: شناخت وضعیت فعلی
پیش از اینکه هدفگذاری انجام شود، باید از جایگاه فعلی خود مطلع باشیم. به این معنا که:
-
فروش فعلی شرکت چقدر است؟! (مثلاً ماهانه ۵۰ میلیون تومان)
-
مشتریها و مخاطبین هدف چه کسانی هستند؟ (تعداد مخاطبین و علاقهمندیهایی که دارند)
-
منابع در دسترس شامل چه چیزهایی هستند؟ (تیم فروش، بودجه و محصولاتی که در دسترس هستند)
قدم دوم: هدفگذاری با SMART
هدف فروش باید بر اساس تکنیک SMART باشد (مشخص، قابلاندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط، زماندار).
-
مشخص (Specific): باید به طور واضح هدف خود را بیان کنید. «میخواهم فروش خود را به ۶۰ میلیون در ماه برسانم.»
-
قابلاندازهگیری (Measurable): باید میزان نزدیکشدن به هدف، قابلاندازهگیری باشد (مثلاً با عدد فروش یا تعداد مشتری).
-
دستیافتنی (Achievable): اگر کسبوکاری درحالحاضر ۴۰ میلیون فروش داشته باشد، هدف ۲۰۰ میلیون فروش در یک ماه منطقی نیست و نمیتوان به آن رسید.
-
مرتبط (Relevant): هدف باید با نیاز کسبوکار مرتبط باشد. (مثلاً افزایش درآمد برای گسترش کار).
-
زماندار (Time-bound): برای اهداف باید مهلت تعیین شود. (مثلاً تا آخر سه ماه آینده)
قدم سوم: تعیین استراتژی فروش
برای رسیدن به هدف، باید روش کار را مشخص کنید:
-
پیداکردن مشتریهای جدید (از طریق تبلیغات آنلاین، شبکههای اجتماعی و …)
-
افزایش فروش به مشتریهای فعلی: با ارائه تخفیف و بستههای ویژه، فروش بیشتری داشته باشید.
-
بهبود تیم فروش: از طریق آموزش یا افزایش انگیزه با ارائه پاداش، میتوانید تیم فروش خود را تقویت کنید.
آموزش هدفگذاری در زندگی شخصی
در زندگی شخصی نیز، دستیابی به آرزوها و اهداف، نیازمند یادگیری مهارت هدف گذاری است. در ادامه، چند نکته کلیدی در مورد هدفگذاری در زندگی شخصی آورده شده است.
شناسایی خود: پیش از هدفگذاری، زمانی را برای فکرکردن راجع به خود اختصاص دهید. به عبارتی، علایق، چیزهایی که در زندگی برایتان در اولویت است و مواردی که در آنها احساس خلأ میکنید را شناسایی کنید.
اولویتبندی اهداف: جلو بردن چند هدف با هم و موفقیت در همه آنها دشوار است و میتواند منجر به وسواس فکری و اضطراب شود. ازاینرو، اهداف خود را اولویتبندی کرده و از مهمترین یا شاید سادهترین هدف شروع کنید.
همکاری با دیگران: با افرادی که میتوانند راهنمایی و مشاوره عینی ارائه دهند، همکاری کنید. دریافت بازخورد به شناسایی نقاط کور کمک کرده و شما را تشویق میکند تا استراتژیهای خود را با ایدهها و بینشهای جدید ادغام کنید.
بررسی اهداف گذشته: دستاوردها یا شکستهای قبلی را مرور کرده و نکات مهم را استخراج کنید. این تأمل درسهای ارزشمندی را ارائه میدهد که میتواند برای اصلاح استراتژیهای شما و تعیین اهداف مؤثر در آینده استفاده شود.
انعطافپذیربودن: اهداف و استراتژیها را با شرایط متغیر و منابع موجود تطبیق دهید. انعطافپذیربودن به شما کمک میکند بدون ازدستدادن هدف نهایی، در هنگام مواجهه با چالشهای غیرمنتظره، انعطافپذیری لازم را داشته باشید.
خودمراقبتی: در زندگی شخصی، خودمراقبتی مانند سوخت برای موتور هدفگذاری عمل میکند. اگر از رسیدگی به خود غافل شوید، انرژی و تمرکز لازم برای دنبالکردن اهداف را نخواهید داشت. خودمراقبتی به معنای توجه به نیازهای جسمی، روانی و عاطفی خود مانند استراحت کافی، تغذیه سالم، ورزش و … است. ما در اپلیکیشن ایمپو با ارائه روتینهای برنامهریزی برای ایام امتحانات، روتینهای حذف رفتارهای ناسالم مثل اهمالکاری، حتی برنامههای کاربردی برای ایجاد نظم و اعتماد بهنفس در زندگی، برنامه کاملی برای توسعه فردی و رشد شخصی ارائه کردهایم. شما میتوانید با نصب اپلیکیشن ایمپو قدم موثری در رشد و توسعه فردی بردارید.
معرفی کتاب هدفگذاری
در مورد هدفگذاری و برنامهریزی، کتابهای زیادی نوشته شده است که مطالعه آنها میتواند در زندگی شخصی و حرفهای کمککننده باشد. در ادامه چند مورد از بهترین کتابهای هدفگذاری که به زبان فارسی ترجمه شدهاند را معرفی میکنیم.
-
کتاب قدرت هدفگذاری (The Power of Goal Setting) - نوشته برایان تریسی
-
کتاب عادتهای اتمی (Atomic Habits) - نوشته جیمز کلیر
-
کتاب هفت عادت مردمان موثر (The 7 Habits of Highly Effective People) - نوشته استفان کاوی
-
کتاب هدف (Goals!) - نوشته برایان تریسی
-
کتاب صبح جادویی (The Miracle Morning) - نوشته هال الرود
-
کتاب هنر هدفگذاری به روش اسمارت (The Art Of Setting Smart Goals) - نوشته انیسا مارکو
جدول هدفگذاری
جدول هدف گذاری، ابزار ساده و کاربردی است که به تنظیم اهداف، مراحل رسیدن به آنها، جلوگیری از پراکندگی ذهن، کاهش اهمالکاری و پیگیری پیشرفت کمک میکند. در واقع این جدول مانند یک نقشه راه است که اهداف و جزئیات آنها (مانند زمان، اقدامات لازم و وضعیت پیشرفت) در آن نوشته میشود. در ادامه یک نمونه جدول هدفگذاری آورده شده است.
هدف |
مهلت |
اقدامات لازم |
وضعیت پیشرفت |
کاهش ۳ کیلو وزن |
۳ ماه |
رعایت رژیم غذایی، روزانه ۴۵ دقیقه ورزش |
در حال انجام (۱ کیلو کاهش وزن) |
یادگیری گیتار |
یک سال |
هر روز ۳ ساعت تمرین مفید |
در حال انجام (یادگیری اصول اولیه و آکوردها) |
سخن پایانی
هدفگذاری، اولین قدم در تبدیل چیزهای نامرئی به مرئی است. ورزشکاران سطح بالا، مدیران موفق، دانشمندان، هنرمندان حرفهای و افرادی که به موفقیت دست یافتهاند، همه اهداف مشخصی برای خود تعیین کرده و در راستای آن قدم برداشتهاند تا به موفقیت برسند. هدفگذاری چه در زندگی شغلی و چه در زندگی شخصی بسیار به پیشرفت شما کمک میکند و باعث میشود احساس پوچی و بیارزشی نکنید. اگر در هدف گذاری و برنامه ریزی برای زندگی شغلی و شخصی خود دچار مشکل هستید، میتوانید با نصب اپلیکیشن ایمپو، با روانشناسان مجرب و حرفهای این مجموعه در ارتباط باشید. همچنین، در بخش تالار تجربه نیز میتوانید از تجربه و نظرات دیگر کاربران نیز بهرهمند شوید.
منابع:
۲- بهترین و رایجترین تکنیک هدفگذاری کدام است؟
تکنیک SMART، رایجترین و بهترین استراتژی هدفگذاری است که چهار مؤلفه Specific (مشخص)، Measurable (قابلاندازهگیری)، Achievable (قابلدستیابی)، Relevant (واقعبینانه) و Time-bound (محدود به زمان) را شامل میشود.
۳- چرا هدف گذاری اهمیت دارد؟
هدفگذاری به زندگی ما جهت، معنا و انگیزه میبخشد. بدون داشتن اهداف و برنامه مشخص، در روزمرگی غرق میشویم و زمان و انرژیمان را بیهدف هدر میدهیم.