هر آنچه که باید در مورد هوش هیجانی بدانید!

در این مقاله میخوانید:
امروزه، روانشناسان دریافتهاند که داشتن IQ یا بهره هوشی بالا، تنها مؤلفه لازم برای موفقیت در زندگی و جنبههای مختلف آن نیست؛ بلکه EQ یا هوش هیجانی و عاطفی نیز عامل مهمی در توانایی حل مسئله و مقابله با چالشهای زندگی بهحساب میآید. «هوش هیجانی» یا EQ، یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی و علومشناختی است که به توانایی درک، شناخت و مدیریت احساسات خود، برقراری ارتباط مؤثر، همدلی با دیگران، غلبه بر چالشها و خنثیکردن تعارضات زندگی اشاره دارد.
«مهارت هوش هیجانی» به شما کمک میکند تا روابط قویتری ایجاد کنید، در مدرسه و محیط کار عملکرد بهتری داشته باشید و به اهداف شخصی خود در زندگی دست یابید. پیشنهاد میکنیم در ادامه این مقاله از مجله سلامت ایمپو که به مفهوم هوش هیجانی، روشهای تقویت و تأثیر آن بر جنبههای مختلف زندگی میپردازیم، همراه ما باشید.
هوش هیجانی چیست و چه اهمیتی دارد؟
هوش هیجانی یا عاطفی که به آن EQ نیز گفته میشود، یکی از انواع هوش است که به توانایی شناسایی، درک و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این هوش چند مهارت مختلف از جمله آگاهی هیجانی، شناسایی و مدیریت احساسات خود و دیگران و تفکر و حل مسئله را شامل میشود و میتواند به شما کمک کند ارتباط موثری با دیگران برقرار کنید، تصمیمات آگاهانهای بگیرید و نیت را به عمل تبدیل کنید. اگرچه مفهوم هوش هیجانی در سالهای اخیر محبوبیت زیادی پیدا کرده است؛ اما پیشینه آن به اوایل قرن بیستم برمیگردد.
پیشینه هوش هیجانی را میتوان به تحقیقات روانشناس ادوارد ثورندایک پیرامون هوش اجتماعی، مربوط دانست. در سال 1983، هاوارد گاردنر، مفهوم «هوش بینفردی» و هوشهای چندگانه گاردنر را پیشنهاد کرد که بعداً به ایده EQ تبدیل شد. در سال 1990، دو روانشناس به نامهای پیتر سالوی و جان مایر، مقالهای منتشر کردند که در آن، EQ بهعنوان «توانایی نظارت بر احساسات و عواطف خود و دیگران و استفاده از آنها برای هدایت تفکر و رفتار» تعریف شده بود. امروزه نیز مفهوم هوش هیجانی از موضوعات مهم در حوزه روانشناسی به شمار میآید و راههای جدیدی را برای تحقیق در زمینههای توسعه حرفهای، فردی و اجتماعی باز کرده است.
تعریف هوش هیجانی به زبان ساده چیست؟
اگر بخواهیم به زبان ساده هوش هیجانی را تعریف کنیم، باید بگوییم که این هوش، مهارت و توانایی است که به افراد کمک میکند تا احساسات خود و افراد دیگر را بهتر بفهمند. در واقع، اگر فردی دارای EQ بالا باشد، میتواند هیجانات و احساسات را به طور مثبت درک کرده و با آنها ارتباط موثر برقرار کند.
احساسات، حالت ذهنی افراد هستند که از خلقوخو، تیپ شخصیتی، شرایط یا تعامل با اطرافیان نشأت میگیرند. هوش نیز به معنای توانایی یادگیری و بهکارگیری دانش در جنبههای مختلف زندگی است و هوش هیجانی راهی است که افراد با کمک آن، اطلاعاتی در مورد احساسات خود و دیگران به دست میآورند. این هوش چیزی نیست که فرد یا آن را داشته باشد یا فاقد آن باشد؛ بلکه همه تا حدی از آن برخوردار هستند.
مولفهها و عناصر هوش هیجانی
در ادامه، چند مؤلفه کلیدی هوش هیجانی که به شما کمک میکند تواناییهای خود را ارزیابی کنید، آورده شده است:
-
خودآگاهی (Self-Awareness)
خودآگاهی اولین قدم برای رشد EQ است. افرادی که خودآگاهی دارند، میتوانند احساسات خود را شناسایی کنند و به نحوه تأثیر آنها بر رفتارشان بپردازند.
-
خود تنظیمی (Self-Management)
خود تنظیمی به معنای تنظیم هیجانات و انگیزهها به روشی سازنده و انعطافپذیر بودن در برابر شرایط متغیر است. این مولفه، مهارتهای ارتباطی قوی، توانایی حل مسئله و مقاومت در برابر چالشها را شامل میشود.
-
خودانگیختگی (Spontaneity)
این عنصر در مورد این است که بدانید چگونه در مواجه با مشکلات، با آنها مقابله کنید. یادگیری چگونگی عبور از مشکلات، بهرهوری و کارایی شما را در زندگی افزایش میدهد.
-
آگاهی اجتماعی (Social Awareness)
آگاهی اجتماعی، مستلزم همدلی با احساسات دیگران است. درک نیازهای اطرافیان همراه با نیازهای عاطفی خود، میتواند به شما کمک کند تا در تعاملات اجتماعی همدلی خود را افزایش دهید، احساسات دیگران را درک کنید و خود را جای آنها بگذارید.
-
مدیریت روابط (Relationship Management)
مدیریت روابط، توانایی الهام بخشیدن و تأثیرگذاری در تعاملات اجتماعی است. این شامل تمرین گوشدادن فعال به نیازهای دیگران، درک آنها و حفظ و ایجاد روابط سازنده و طولانیمدت است.
تفاوت EQ با IQ چیست؟
اغلب مردم هنگام مواجه با مفهوم «هوش»، به IQ فکر میکنند. قبلاً باور عموم بر این بود که IQ فاکتور اصلی موفقیت است؛ اما در دهه 90 این باور تغییر کرد و روانشناسان شروع به مطالعه و بررسی اینکه eq چیست، کردند. با مطالعه بیشتر این هوش، رابطه مثبت آن با موفقیت ثابت شد و امروزه افراد معتقدند که هوش هیجانی بیشتر از IQ در موفقیت نقش دارد. در جدول زیر، ویژگیهای EQ و IQ آورده شده است:
هوش هیجانی (IQ) |
بهره هوشی (IQ) |
همدلی |
مهارت |
مهارتهای اجتماعی |
منطق |
خودآگاهی |
تمرکز |
خلاقیت |
استدلال و حافظه |
درک احساسات و هیجانات |
دادههای عددی و کلامی |
اولین قدم برای افزایش هوش هیجانی چیست؟
بحثهای زیادی پیرامون اینکه آیا EQ یک ویژگی ثابت فردی است یا چیزی است که میتواند با گذشت زمان رشد و تغییر کند مطرح است. تحقیقات اخیر نشان میدهند کسانی که EQ پایینی دارند، میتوانند با انجام برخی تمرینات، هوش هیجانی خود را تقویت کنند. ازاینرو، نکات زیر میتوانند برای بهبود و ارتقای هوش هیجانی مفید باشند:
۱. خودآگاهی داشته باشید
آگاهی از احساسات و پاسخهای عاطفی خود به اطرافیان، میتواند EQ شما را تا حد زیادی بهبود بخشد. آشنایی با احساسات میتواند به شما کمک کند تا آنها را پردازش کرده و با آنها ارتباط برقرار کنید. برای ارتقای خودآگاهی، احساسات خود را ردیابی کرده و آنچه که باعث ایجاد این احساس در شما شده است را یادداشت کنید.
2. گوشدادن فعال را تمرین کنید
افراد از طریق ارتباط کلامی و غیرکلامی ارتباط برقرار میکنند؛ بنابراین مهم است که به واکنشهای مثبت و منفی گوش دهید و آنها را در تصمیمات خود در نظر بگیرید. وقتگذاشتن و گوشدادن به دیگران نشاندهنده احترام است و میتواند پایه و اساس روابط سالم را تشکیل دهد.
3. مهارت ارتباطی خود را تقویت کنید
داشتن مهارتهای ارتباطی قوی برای ارتقای هوش هیجانی ضروری هستند. دانستن اینکه در موقعیتهای مختلف چه بگویید و چه زمانی چه اطلاعاتی ارائه دهید، برای ایجاد روابط قوی بسیار مهم است. همچنین، فارغ از درونگرایی، برونگرا یا میانگرا بودن، همیشه سعی کنید راههای ارتباطی متعددی برای دیگران ایجاد کنید تا احساسات خود را با شما در میان بگذارند.
4. نگرش مثبت داشته باشید
داشتن افکار و نگرش مثبت، به افزایش هوش هیجانی کمک میکند. این نگرش میتواند به ارتقای مهارت حل مسئله و خودکنترلی در یک موقعیت استرسزا کمک کند و به اطرافیانتان نیز آرامش دهد. اگرچه احساسات منفی در زندگی طبیعی هستند؛ اما بهتر است برای ارتقای eq خود، استراتژیهایی را برای بهحداقلرساندن اثرات آنها در نظر بگیرید و افکار مثبت را جایگزین کنید.
5. همدلی کنید
توجه به احساسات منفی و مثبت دیگران، یک مؤلفه مهم در هوش عاطفی است. این بدان معنی است که بتوانید با احساساتی که خودتان تجربه نکردهاید همدلی داشته باشید و پاسخی مناسب بدهید. برای این کار سعی کنید خود را در موقعیت دیگران تصور کنید تا بتوانید در نظر بگیرید که اگر در موقعیت آنها باشید چه احساسی خواهید داشت.
6. انتقادپذیر باشید
انتقادپذیر بودن و استقبال از بازخورد دیگران، از مولفههای مهم eq است. این به شما فرصتی برای یادگیری و رشد میدهد و کمک میکند تا مسئولیت اعمال خود را بپذیرید و در جهت بهبود و رفع رفتارهای منفی خود قدم بردارید.
7. تعارضات را بهصورت سازنده حل کنید
درگیریها و مشکلات زندگی اجتنابناپذیر هستند؛ اما نحوه مدیریت آنها نشاندهنده سطح هوش هیجانی افراد است. برای تقویت این مهارت، بهجای اشخاص، بر روی موضوع تمرکز کنید و به دنبال راهحلهایی باشید که به نیازهای همه احترام بگذارد و درعینحال احساسات شما را کنترل کند. چالشهای زندگی را بهعنوان مشکل تلقی نکنید و به آنها به چشم فرصتهایی برای رشد و ترقی نگاه کنید.
انواع هوش هیجانی چیست؟
انواع EQ که بهعنوان سطوح هوش هیجانی شناخته میشود، به دو سطح EQ بالا و پایین تقسیم میشود که هر کدام ویژگیهای خود را دارند. در ادامه، به تفاوت بین این دو سطح میپردازیم.
هوش هیجانی بالا
افراد با هوش عاطفی بالا، همیشه از موقعیت خوبی در زندگی و کار برخوردار هستند؛ چرا که در تشخیص و درک احساسات خود و دیگران مهارت بالایی دارند. این افراد، توانایی زیادی برای ابراز احساسات خود، تصمیمگیری، نحوه مواجه با چالشها، چگونگی ارضای نیازهای عاطفی خود و حفظ آرامش و خونسردی در موقعیتهای استرسزا دارند. از دیگر ویژگیهای افراد با EQ بالا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
احساسات پنهان و آشکار خود و دیگران را تشخیص میدهند.
-
روابط اجتماعی مثبت با دیگران برقرار میکنند.
-
از درگیریها و مشاجرات دوری میکنند.
-
به همکاری با دیگران علاقهمند هستند.
-
در گوشدادن فعال و همدلی با دیگران توانمند هستند.
-
تلاش میکنند در اطرافیان احساس راحتی و اعتماد ایجاد کنند.
-
با گذشته روبرو میشوند، به آینده اطمینان دارند و از حال لذت میبرند.
-
نقاط قوت و ضعف خود را میشناسند و میدانند چگونه نقاط قوت خود را تقویت کرده و کاستیهای خود را جبران کنند.
هوش هیجانی پایین
بارزترین ویژگی یک فرد با EQ پایین، همدلی و ناتوانی در قراردادن خود بهجای دیگران است. این افراد اغلب بهسرعت تحتتأثیر احساسات خود قرار میگیرند، در تصمیمگیری دچار مشکل میشوند و احساس میکنند که توسط دیگران درک نمیشوند. گاهی اوقات، درونگرایی به معنای EQ پایین تلقی میشود؛ این در حالی است که درونگراها دارای ویژگیهایی مانند دروننگری، گوشدادن عمیق و همدلی هستند که به رشد هوش هیجانی کمک میکند. موارد زیر، از دیگر ویژگیهای EQ پایین هستند:
-
همیشه سعی میکنند در بحثها از دیگران پیشی بگیرند.
-
اغلب تحت سلطه افکار منفی هستند و انرژی منفی را به دیگران نیز منتقل میکنند.
-
اغلب دوست دارند در موقعیتهای حساس به دیگران تکیه کنند.
-
از پذیرش مسئولیتهای خود سر باز میزنند.
-
انتقادپذیر نیستند و ایدهها و نظرات دیگران را نمیپذیرند.
-
به اینکه دیگران در مورد آنها چه فکری میکنند، بیش از حد اهمیت میدهند.
-
در اعتراف به اشتباهات خود و عذرخواهی کردن مشکل دارند.
-
در کنترل احساسات خود ناتوان هستند و دچار طغیانهای عاطفی یا تغییرات خلقی مکرر میشوند.
-
به دلیل نداشتن همدلی در ارتباط با دیگران، دایره اجتماعی بسیار محدودی دارند.
اگر برای تقویت هوش هیجانی خود یا فرزندتان نیاز به مشاوره با روانشناس دارید، میتوانید در اپلیکیشن ایمپو به صورت آنلاین با بهترین متخصصان در ارتباط باشید و سوالات خود را بپرسید. همچنین، در بخش اشتراک تجربه ایمپو میتوانید با دیگر کاربران تبادل نظر کنید و سوالات خود را مطرح کنید.
تاثیر هوش هیجانی بر یادگیری
در یادگیری، هوش هیجانی بهعنوان یک مهارت ضروری برای افراد در نظر گرفته میشود که هم برای عملکرد تحصیلی و هم برای آینده شغلی آنها مهم است. سالهای زیادی عموم مردم بر این باور بودند که بالابودن بهره هوشی یا همان IQ، اصلیترین عامل موفقیت افراد در زمینه یادگیری است. این در حالی است که امروزه تحقیقات نشان دادهاند باهوش بودن و سخت کوشبودن کافی نیست و افراد برای یادگیری موثر، باید قادر به درک و مدیریت احساسات خود باشند. ازاینرو، بر نقش مهم EQ بر یادگیری و آموزش تأکید زیادی میشود.
هوش عاطفی برای یادگیری موضوعاتی مانند انگلیسی، تاریخ، ادبیات و هنر که نیازمند درک یا حتی دستکاری احساسات انسانی هستند، بسیار مفید است. تأثیر مثبت EQ بر یادگیری، نتایجی چون موفقیت و پیشرفت تحصیلی را به دنبال دارد و میتواند به شما در ایجاد روابط قوی با معلمان و همکلاسیهای خود کمک کند. اهمیتدادن به EQ در محیطهای آموزشی، به رشد دانشآموزانی مسئولیتپذیر و همدل کمک میکند و آنها را برای حضور در جامعه آماده میکند.
تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی
امروزه، EQ بهعنوان یک مؤلفه حیاتی در آموزش و یادگیری شناخته میشود. علاوه بر بالابودن بهره هوشی، تلاش و پشتکار و عوامل محیطی که در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان موثر هستند؛ EQ نیز با تقویت مهارتهای زندگی و قابلیتهای شخصی فرد، نقش مهمی در این زمینه ایفا میکند. زمانی که بتوانید احساسات خود را درک کرده و مدیریت کنید، تمرکز و انگیزه بیشتری برای درسخواندن و کسب نمرات خوب خواهید داشت. این به این دلیل است که دانشآموزان با هوش هیجانی بالا، توانایی بیشتری برای مقابله با احساسات منفی که ممکن است یادگیری را مختل کنند، دارند. توجه به EQ در مدارس، با ایجاد انعطافپذیری در دانشآموزان و آموزش مدیریت روابط بینفردی به آنها، منجر به سازگاری با پیچیدگیهای دنیای مدرن امروزی میشود.
دانشآموزان با EQ بالا، از ویژگیهای زیر برخوردار هستند:
-
توانایی غلبه بر استرس و چالشها در دوران امتحانات
-
ایجاد روابط مثبت بیشتر با همکلاسیها و معلمان
-
عملکرد بهتر در دروسی که نیازمند درک صحیح و بیان احساسات هستند. (مانند هنر و ادبیات)
-
سرزنشنکردن خود برای نمرات کم و تلاش برای کسب نمرههای بهتر
-
توانایی غلبه بر خستگی و حفظ تمرکز خود در طول خواندن موضوعات کسلکننده
-
نداشتن رقابت ناسالم با دیگر همکلاسیها
هوش هیجانی در محیط کار
هوش عاطفی برای افرادی که در محیط کاری، برای یک هدف مشخص با یکدیگر همکاری میکنند، بسیار مهم است. با بالا بودن EQ، افراد میتوانند کارآمدتر عمل کنند، تعاملات بهتری با هم داشته باشند، ایدههای کاری خلاقانهتری ارائه دهند و در نتیجه نتایج بهتری کسب کنند. از دیگر تأثیرات هوش هیجانی در محیط کار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
برخورداری از مهارت گوشدادن فعال و توجه به گفتههای همکاران
-
داشتن مهارت حل مسئله و توانایی مواجه با مشکلات و چالشهای محیط کار
-
نادیده نگرفتن احساسات همکاران
-
بیان آشکار، واضح و محترمانه عقاید
-
قدرشناسی از تلاشهای همکاران
-
انتقادپذیری و استفاده از انتقادات برای رشد فردی و حرفهای
-
بر عهده گرفتن مسئولیت اشتباهات
تست هوش هیجانی رایگان
یکی از تستهای مهم و معروف هوش هیجانی، تست بار آن (Bar-On) است که برای ارزیابی و سنجش درجه EQ استفاده میشود. این تست شامل ۹۰ سوال است که ۱۵ مولفه مختلف هوش هیجانی را بررسی میکنند. Bar-On، ابزار کاربردی برای سنجش مهارتهای درک هیجانی افراد در تعاملات اجتماعی است و معمولاً در جلسات مشاوره فردی و تحصیلی اجرا میشود. برای شرکت در تست رایگان هوش هیجانی، کلیک کنید.
تقویت هوش هیجانی در نوجوانان
تقویت هوش هیجانی (EQ) در نوجوانان، برای سلامت روان و موفقیت آنها در زندگی بسیار مهم است. برای نوجوانانی که در حال گذر از پیچیدگیهای دوران نوجوانی هستند و احتمال بروز مشکلاتی چون افسردگی و اضطراب در آنها زیاد است، تقویت EQ میتواند تفاوت قابلتوجهی در تعاملات اجتماعی، عملکرد تحصیلی و رفاه کلی آنها ایجاد کند. تقویت هوش هیجانی در نوجوانان، مزایای زیر را به همراه دارد:
-
بهبود سلامت روان
-
بهبود عملکرد تحصیلی
-
روابط بهتر با همسالان
-
انعطافپذیری بیشتر
کمک به نوجوانان برای ارتقای هوش هیجانی نیازمند تلاش مستمر از سوی والدین و معلمان است. در ادامه، استراتژیهای ذکر شده است که میتوانند به رشد مهارتهای EQ نوجوانان کمک کنند:
-
تشویق خوداندیشی
خوداندیشی ابزاری قدرتمند برای توسعه خودآگاهی است. نوجوانان را تشویق کنید تا زمانی را برای تفکر در مورد احساسات، اعمال و تجربیات خود اختصاص دهند. این را میتوان از طریق ژورنالنویسی، بحث و گفتگو یا سوالات هدایتشده انجام داد.
-
آموزش هوش هیجانی
نوجوانان با مشاهده بزرگسالان چیزهای زیادی یاد میگیرند. با مدیریت مؤثر احساسات خود، نشاندادن همدلی و برقراری ارتباط شفاف، الگویی از هوش عاطفی برای نوجوان خود باشید.
-
آموزش واژگان عاطفی
داشتن کلمات مناسب برای توصیف احساسات، برای خودآگاهی و ارتباط موثر ضروری است. به نوجوانان واژگان عاطفی گستردهای آموزش دهید تا بتوانند احساسات خود را به طور دقیق بیان کنند.
-
ایجاد ارتباط صمیمانه
فضای امنی ایجاد کنید که نوجوان شما احساس راحتی کند و افکار و احساسات خود را بدون قضاوت بیان کند. این کار باعث ایجاد اعتماد میشود و به نوجوانان اجازه میدهد تا تجربیات خود را آشکارا به اشتراک بگذارند.
-
آموزش مهارتهای حل مسئله
با تشویق نوجوانان به فکرکردن راجعبه چالشها و راهحلهای موجود، به آنها کمک کنید مهارتهای حل مسئله، خودتنظیمی و تابآوری خود را توسعه دهند.
-
تقویت مثبت
تقویت مثبت میتواند نوجوانان را تشویق کند تا به تقویت هوش هیجانی خود ادامه دهند. تلاشهای آنها برای مدیریت احساسات، نشاندادن همدلی و استفاده موثر از مهارتهای اجتماعی را تحسین و تشویق کنید.
تقویت هوش هیجانی کودکان
تربیت و تقویت هوش هیجانی، بخشی جداییناپذیر از سبک فرزندپروری و تربیت کودک است که میتواند به رشد و موفقیت کودکان در مراحل مختلف زندگی کمک کند. EQ میتواند نحوه هدایت روابط، مدیریت استرس و تصمیمگیری صحیح را به کودکان آموزش دهد و در نحوه تعامل آنها با گروه همسالان مفید باشد. در ادامه، نکات مهمی برای کمک به رشد مهارتهای هوش هیجانی کودکان آورده شده است.
1. مدل رفتار مثبت
یکی از بهترین راهها برای کمک به تقویت هوش هیجانی کودک، الگوبرداری از رفتار مثبت است. به کودک خود نشان دهید که میتواند احساسات و چالشهای خود را بیان کند. علاوه بر این، زمانی را برای صحبت با فرزندتان اختصاص دهید و به او کمک کنید تا خود را به شیوهای سالم بیان کند.
2. خودداری از زدن برچسبهای منفی
بخش مهمی از رشد هوش هیجانی کودک، آموزش درک و کنترل احساسات است. یکی از راههای انجام این کار، اجتناب از زدن برچسبهای منفی است. برچسبهای منفی میتواند به سلامت عاطفی کودک آسیب برساند و منجر به مشکلاتی چون افسردگی و اضطراب اجتماعی شود. برچسبزدن به کودک با عناوینی چون "تنبل" یا "احمق" میتواند باعث ایجاد احساس شرم و بیکفایتی در کودک شود. در عوض، روی رفتارهای مثبت کودک خود تمرکز کنید و به او کمک کنید تا احساسات خود را بهتر بیان کند.
3. تقدیر از تلاش و پیشرفت کودک
تقدیر از تلاش و پیشرفت کودک، روشی موثر برای کمک به رشد هوش هیجانی او است. قدردانی از زحمات کودک به او کمک میکند تا نسبت به تواناییهای خود اعتماد بیشتری داشته باشد، ذهنیت رشد را در او تقویت میکند و انگیزه او برای تلاش و موفقیت را افزایش میدهد.
4. آموزش مهارتهای حل مسئله
مهارتهای حل مسئله از اجزای اصلی هوش هیجانی هستند. کمک به فرزندتان برای رشد مهارت تفکر انتقادی و ارائه راهحلهای خلاقانه برای مشکلات، او را برای مقابله با چالشها در آینده انعطافپذیرتر و مجهزتر میکند. فرزندتان را تشویق کنید که خارج از چارچوب فکر کند و راهحلهای خلاقانه ارائه دهد. این میتواند کمک کند اعتمادبهنفس فرزند شما نسبت به تواناییهای خود افزایش یابد.
5. کمک به خودآگاهی
خودآگاهی، توانایی تشخیص احساسات خود و آگاهی از تأثیر این احساسات بر قضاوت و رفتار است. تقویت این ویژگی میتواند به کودک کمک کند تا درک عمیقی از احساسات، نقاط قوت و نقاط ضعف خود داشته باشد. والدین میتوانند با تشویق کودکان به صحبت در مورد احساسات و تأمل در رفتارشان، به رشد خودآگاهی آنها کمک کنند. فراهم کردن محیطی امن و حمایتکننده برای ابراز وجود فرزندتان، میتواند به او کمک کند تا خودآگاهی خود را توسعه دهد.
مثال برای هوش هیجانی
ممکن است در طول روز، بارهاوبارها در موقعیتهای مختلف، شاهد تاثیر هوش هیجانی در زندگی روزمره باشید. در ادامه، دو مثال از کاربرد EQ در موقعیتهای مختلف آورده شده است.
-
در محیط کار
سارا رئیس یک شرکت تبلیغاتی با بیش از ۱۰ کارمند در بخشهای مختلف است. علاوه بر مهارت و تواناییهای مدیریتی، سارا باید از مهارتهایی چون خلاقیت، همدلی و صبور بودن نیز برخوردار باشد که همه اینها در گرو هوش هیجانی بالا هستند. بهعنوان رهبر یک تیم تبلیغاتی، EQ بالا میتواند مزایای زیادی برای سارا داشته باشد و به او برای کنترل کارکنان و رشد شرکتش کمک کند.
شرایطی را در نظر بگیرید که برای تحویل یک پروژه، در شرکت تنشها افزایش مییابد. سارا بهعنوان یک رهبر با هوش عاطفی بالا، وارد عمل میشود و بهجای سرزنشکردن، کارگروهی تیم را تصدیق کرده و نگرانیهای آنها را برطرف میکند. با حفظ آرامش و همدلی، سارا میتواند تیم را متحد کرده و به آنها کمک کند تا راهحلهای مشترکی برای تحویل سریعتر پروژه پیشنهاد دهند.
-
در روابط عاشقانه
زوجی را تصور کنید که در مورد نحوه گذراندن آخر هفته خود با هم اختلاف نظر دارند. هر دو زوج احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند و نظر آنها برای دیگری مهم نیست. فردی با EQ بالا، در چنین شرایطی به تفکر در احساسات خود میپردازد و بهجای اینکه حالت تدافعی به خود بگیرد، با آرامش احساسات خود را بیان میکند و از شریک زندگی خود میخواهد که دیدگاه خود را به اشتراک بگذارد. با تمرکز بر درک نیاز طرف مقابل بهجای برندهشدن در بحث، تلاش میکنند تا به یک تصمیم مشترک برسند. بهاینترتیب آنها یک رابطه رضایتبخش که بر اساس احترام متقابل و ارتباط عاطفی عمیق شکلگرفته است، خواهند داشت.
نظریههای هوش هیجانی
مدلها و نظریههای مختلفی پیرامون هوش هیجانی وجود دارد که آشنایی با آنها میتواند به درک بهتر EQ کمک کند. در ادامه، از میان بسیاری از مدلهای هوش هیجانی، سه مورد بیان شده است:
-
نظریه Mayer، Salovey و Caruso EI
مایر و سالوی اعتقاد داشتند هوش هیجانی یک توانایی شناختی است که از هوش عمومی جدا اما در ارتباط با آن است. این نظریه، از چهار توانایی مختلف شامل: ادراک هیجان، تسهیل عاطفی، درک عواطف و مدیریت هیجانات تشکیل شده است.
-
نظریه هوش اجتماعی عاطفی Bar -On’s
این نظریه ترکیبی، شامل شایستگیها، مهارتها و تسهیلکنندههای عاطفی و اجتماعی است که به پنج حوزه مختلف شامل آگاهی عاطفی، روابط بینفردی، مدیریت استرس و در نهایت خوشبینی تقسیم میشود.
-
نظریه لازاروس و فولکمن
این نظریه بیان میکند افرادی که EQ بالاتری دارند، میتوانند خودآگاهی بیشتری بر مسائل داشته و هیجانات خود را به نحوی درک، کنترل و مدیریت کنند که در موقعیتهای مختلف زندگی، مانند تحصیل، کار و روابط بینفردی، عملکرد بهتری داشته باشند.
سخن پایانی
هوش هیجانی یا EQ، توانایی درک و کنترل احساسات خود و دیگران و همچنین همدلی و برقراری ارتباط موثر با افراد است. هوش عاطفی مهارتهایی مانند همدلی، حل مسئله، مهارتهای بینفردی و توانایی تنظیم احساسات را شامل میشود و امکان داشتن تعاملات اجتماعی موفق را فراهم میکند. EQ نقش مهمی در دنیای امروزی ایفا میکند و نسبت به IQ، تأثیر بیشتری در موفقیت، کیفیت روابط و رضایت از زندگی دارد.
علاوه بر این، تحقیقات نشان میدهد که افراد با ضریب عاطفی بالاتر نوآورتر هستند و در محیطهای تحصیلی و کاری بهتر عمل میکنند. درنظرگرفتن نظرات دیگران، دوری از قضاوت یا برچسبزدن به افراد، داشتن رفتارهای همدلانه، عذرخواهی برای اشتباهات و تمرین بخشش، از راههای ارتقای EQ هستند و به ایجاد ارتباطات عمیق با دیگران کمک زیادی میکنند. برای آشنایی بیشتر با هوش هیجانی و یادگیری مهارتهایی برای ارتقای آن، میتوانید با روانشناسان و روانپزشکان ایمپو در ارتباط باشید. برای اینکار تنها کافیست اپلیکیشن ایمپو را نصب کنید و در بخش کلینیک انلاین، روانشناس یا روانپزشک مورد نظر خود را انتخاب کنید. در پروفایل پزشکان ایمپو نیز میتوانید امتیاز و نظرات دیگر کاربران را مشاهده کنید تا از انتخاب خود مطمئن شوید.
منابع:
۲- هوش هیجانی به انگلیسی چیست؟
هوش هیجانی به انگلیسی Emotional intelligence است.
۳- چگونه میتوان هوش هیجانی را تعیین کرد؟
هوش هیجانی را میتوان با تستهای مختلفی مانند تست بار آن (Bar-On) ارزیابی کرد.
۴- نشانههای اصلی هوش هیجانی چیست؟
پنج نشانه اصلی کسانی که EQ بالا دارند عبارت است از: خودآگاهی خوبی دارند، در مدیریت احساسات و هیجانات خود خوب عمل میکنند، از نظر اجتماعی آگاه هستند، با دیگران احساس همدلی میکنند و تعاملات اجتماعی موفقی دارند.
۵- آیا ارتباطی بین درونگرایی و هوش هیجانی وجود دارد؟
خیر؛ هیچ ارتباطی بین تیپ شخصیتی و هوش عاطفی فرد وجود ندارد.
۶- چرا هوش هیجانی مهم است؟
داشتن EQ بالا میتواند تأثیر مثبتی بر زندگی ما داشته باشد. این هوش، آگاهی بهتر و بیشتری از احساساتمان به ما میدهد و کمک میکند موقعیتهای چالشبرانگیز را با کنترل و انعطاف بیشتری مدیریت کنیم. علاوه بر این، به ایجاد ارتباطات عمیقتر با افراد، موفقیت در کار و تحصیل و رضایت کلی از زندگی نیز کمک میکند.